موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
13
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
و چون معمولا بايد چندين هفته در اينجا معطل شد آثار غم از قيافهء عموم هويدا بود ولى ضمنا منكر قشنگى اين نقطه هم نمىتوان شد . از اين نقطه به بعد سكنهء تمام قرى و قصبات روسى چيز قابل ملاحظهاى كه دارند اسبهاى ايشان است و بس بعلاوه سرحد قفقازيه از همين نقطه شروع مىشود . از اينجا بدون معطلى به شهر استاراپول رفتيم لدىالورود كه چشم ما به درخت افتاد از شعف فرياد برآورديم چه در عرض راه يك درخت نديده بوديم از محل پستخانهء اين شهر قلهء شامخ البرز كه سر به ابر كشيده نمايان است . بنا به تحقيقات مسيو ويشنفسكى ارتفاع آن 16700 پا و به مقياس پاريس چهار ورست و نيم است . از استاراپول به آن طرف بدون سوار مسافرت نمىتوان كرد و در هر پست اين عده عوض مىشود - همينكه مسافر به ژئورژفسك رسيد بايد به طول پنجاه ورست از ساحل رود كوبا كه از جبال قفقاز سرچشمه مىگيرد حركت كرد - در ساحل مقابل اين رود طوايف چركس و كاباردن و غيره زندگانى مىكند و كارشان منحصر به دزدى و راهزنى است فقط در مواقعى كه گرفتار طاعون يا قحطى مىشوند به روسىها ملتجى شده قول و گرو مىدهند كه منبعد مرتكب جرم و خطائى نشوند ولى طولى نمىكشد كه بر خلاف مواعيد خويش مرتكب همان فجايع ميشوند . اين طوايف از تربيت دواب و صيد ماهى و شكار و امثال آن زندگانى مىكنند از زراعت ابدا اطلاعى ندارند و كارهاى پرزحمت را به زنان وامىگذارند - در ميان اين قبائل مردى كه كار كند پست و حقير شمرده مىشود و آنكه بيشتر قتل و غارت كند محترمتر بهشمار مىآيد بايد دانست كه نهتنها قسىالقلبند بلكه نسبت به هموطنان خود نيز چنينند مقدسترين تكاليف نزد ايشان انتقام كشيدن است و ممكن نيست آن را فراموش كنند . اگر قتلى در اين طوايف اتفاق افتد اعضاى خانوادهء قاتل و مقتول درهم ريخته يكديگر را قتلعام مىكنند - براى كينهجوئى علنا مرتكب قتل نمىشوند بلكه دائم مىگردند تا حريف را در جنگل يا صحرا يا نقطهاى كه شاهدى در بين نباشد به چنگ